۱۳۸۸ مهر ۲۰, دوشنبه

چشمان نظاره گر

آیا تو هم آنچه را که من می بینم، می بینی؟
حقیقت جرم است و از روی اعتماد سکوت می کنی
آیا تو هم آنچه را که می شنوم، می شنوی؟
درب ها با صدای بلند بسته می شوند
تصوراتت را محدود می کنند و تو را در جایی که باید باشی نگه می دارند
آیا تو هم آنچه را که من حس می کنم، حس می کنی؟
یک اندوه تلخ و ناخوشایند
چه کسی تصمیم می گیرد که تو چه بگویی؟
آیا آنچه را که من می پذیرم، تو هم می پذیری؟
حرف آخر تحمل کردن است،
پسروی به جای پیشرفت به نظرم مضحک می آید.
آیا تو هم از آنچه می ترسم، می ترسی؟
از یک زندگی صحیح!
آنچه برای توحقیقت دارد برای من دروغی بیش نیست.
آیا آنچه را که من انتخاب می کنم، تو هم انتخاب می کنی؟
انتخاب های بیشتر؟
انرژی از هر دو قطب مثبت ومنفی سرچشمه می گیرد
آیا تو هم به آنچه من نیاز دارم، نیازمندی؟
مرزها برداشته شده اند
هرکس باید به درون خویش نگاهی بیاندازد
آیا تو هم به آنچه من اعتماد دارم، اعتماد داری؟
به من، خودم و من؟
با نفوذ در پرده دود، از میان خودپسندی می نگرم
آیا تو هم آنچه را من می دانم، می دانی؟
در مورد ثروت و دارایی های بی پایانت
سکوت تو فقط برای شنیدن صدای خودت است
آیا تو هم آنچه را من می خواهم، می خواهی؟
هیچ چیز نخواه
من تشنه استقلال هستم
در فکر محیط حلقه آزادی ...





برداشتی آزاد از ترانه چشمان نظاره گر، کاری از گروه متالیکا
Eye Of The Beholder_Metallica_1988

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر