۱۳۸۸ مهر ۸, چهارشنبه

مامور مخفی و ریش

یکی از ماموران مخفی که در حال کشیک دادن می باشد.
این ها از پشت سر هم ریش دارن.

اخبار به سبک تلویزیون ج.ا

توجه شما را به مشروح اخبار از سراسر جهان جلب می نمایم:
یک پیرزن نود ساله ی آمریکایی گوش نوه اش را گاز گرفت. این پیرزن در حالی که اوباما را نفرین می کرد گفت بحران اقتصادی نابودمان کرده، الهی خدا نابودت کنه مرد! نوه ی نامبرده که گوش اش را گرفته بود در حالی که به دولت آمریکا فحش ناموس می داد گفت که از بی بی خود شکایتی ندارد.
خبر بعدی اینکه یک نظامی بازنشسته ی آمریکایی گفت آمریکا در افغانستان خیلی اشتباه کرده. وی که در جنگ های استقلال آمریکا شرکت داشته اضافه کرد: واقعا اشتباه های آمریکا از اشتباه های آفریقا بیشتر است و اشتباه های آفریقا از مال اروپا بیشتر است، حالا آقایون دس، خانوما رقص! این نظامی کهنه کار در حالی که کهولت سن اش را ناشی از سیاست های غلط اقتصادی اوباما می دانست دندان مصنوعی اش را به سمت عکس آبراهام لینکلن پرت کرد.
اما جالب است که بدانید شب گذشته یک شیر آمریکایی یک آهوی ماده را درید. آهوی ماده پس از دریده شدن در جمع اعضای کنگره ی آمریکا اظهار داشت دولتی که نمی تواند یک شیر را اهلی کند بیاید من یادش بدهم. وی در پاسخ به این پرسش که پس شما هم بعله گفت هرچه باشد من تا همین چند هفته پیش آدمخوار بودم و با دیدن شبکه خبر یک دفعه متحول شدم.
طوفان مهیبی ایالات آریزونا و کالیفرنیا را با خاک یکسان کرد و به گفته ی شاهدان عینی عکس های هوایی نشان می دهد تمامی تاسیسات زیربنایی این دو ایالت از بین رفته است. یک شهروند آمریکایی که طوفان فوق او را به واحد مرکزی خبر پرت کرده بود به خبرنگار ما گفت: کشورهای خاورمیانه باید به کنوانسیون های بین المللی پایبند باشند بنده سالهاست به دلیل شرایط جوی بد کشورم از این کشورها تقاضای پناهندگی کرده ام اما به نامه ام کسی جواب نداده است. گزارش ها حاکیست در جریان طوفان فوق یک پیرمرد صد و دو ساله کشته شد و سه نفر مجروح شدند که حال یکی از آنها از قبل هم بهتر شده.
یک استاد دانشگاه ام آی تی که پس از چهل و پنج سال خدمت صادقانه به زور بازنشسته شده در جمع اعضای یک خانه ی سالمندان فاش کرد در آمریکا آزادی وجود ندارد وی گفت من از همین جا به اون اوبامای جاکش و اعضای پفیوز کنگره و شخص مادرقحبه ی کلینتون می گویم که در آمریکا آزادی وجود ندارد. مادرتونو!
و خبر آخر اینکه بزرگترین نویسنده ی معاصر آمریکا شین خوان بل بل فیانسویچ در مراسم اختتامیه ی مسابقه داستان کوتاه چهارصد کلمه ای به اطرافیانش گفت آمریکا یک زندان بزرگ است. وی در ادامه گفت شب خوبی بود، خوش گذشت. بای بای.
و اما اخبار ورزشی امروز از سراسر جهان؛
یک دونده ی دوی ماراتن از ایالات متحده فاش کرد هرشب قبل از خواب یک لیوان هویج بستنی می خورده. وی که به شدت گریه می کرد اعتراف کرد این کار را به این علت می کرده که اصلا از معجون خوشش نمی آمده. این دونده در مسابقات سال 2007 به مقام صد و سی و چهارم دست یافته بود. لازم به ذکر است در همین مسابقه یک دونده ی موزامبیکی به مقام دویست و یازدهم رسید و دچار عقده ی حقارت شد.
تیم نهنگ سواری در آب های آلوده ی ایالات متحده از تیم چین شکست خورد. شب گذشته در ادامه رقابت های جام جهانی نهنگ سواری در آب های آلوده که در مغولستان جریان دارد تیم آمریکا با حساب هفت بر دو شکست سنگینی را پذیرا شد. سرمربی چین ضمن محکوم کردن سیاست های آمریکا اظهار داشت: وان وینگ ون شن هوان هین چون هین ون وون وین دووووو!
پایان


منبع:

باید رید !!!

بعد از این بر وطن و بوم و برش باید رید.......... به چنین مجلس و بر کر و فرش باید رید 
به حقیقت در عدل ار در این بام و در است..... به چنین عدل و به دیوار و درش باید رید 
آنکه بگرفته از او تا کمر ایران را گه............... به مکافات الی تا کمرش باید رید 
پدر ملت ایران اگر این بی پدر است.............. بر چنین ملت و روح پدرش باید رید 
به مدرس نتوان کرد جسارت اما................... آنقدر هست که بر ریش خرش باید رید 
این حرارت که به خود احمد آذر دارد.............. تا که خاموش شود بر شررش باید رید 
شفق سرخ نوشت آصف کرمانی مرد........... غفرالله کنون بر اثرش باید رید 
آن دهستانی بی مدرک تحمیلی لر.............. از توک پاش الی مغز سرش باید رید 
گر ندارد ضرر و نفع مشیرالدوله................... بهر این ملک به نفع و ضررش باید رید 
ار رَود موتمن الملک به مجلس گاهی............ احتراما به سر رهگذرش باید رید 



سیدمحمدرضا میرزادهی عشقی، در سال 1312ه. ق در همدان متولد شد. در ابتدای جنگ جهانی اول به استانبول که در آن زمان کانون فعالیت ملیون ایران شده بود، مهاجرت کرد و در سال 1337ه. ق به همدان بازگشت و پس از آن به تهران آمد و شروع به انتشار مقالات و اشعار خود در مطبوعات آن زمان تهران کرد.
عشقی، زبانی آتشین و نیشدار داشت و هزلیات و هجویههای او، عاقبت کار دستش داد و در روز 12 تیر ماه 1303 شمسی، در تهران هدف گلولهی افراد ناشناس قرار گرفت و در حالی که 31 سال بیشتر نداشت، چشم از جهان فرو بست.
شعر باید رید، یکی از تندترین و معروفترین اشعار عشقی است.
عشقی غیر از این شعر، اشعار معروف دیگری همچون نوروزینامه، سه تابلو مریم، احتیاج و رستاخیز را نیز سروده است.

آقایون، خانم ها، سبزها، آیا ما با یک انقلاب مواجه ایم؟

آقایون، خانم ها، سبزها، آیا ما با یک انقلاب مواجه ایم؟

به هرحال این دوران پر استرس و پر اضطراب تموم می شه و آرامش جای اون رو می گیره و بدا به حال اونایی که زندگی شون با تداوم اضطراب گره خورده
بدا به حال اونایی که آینده رو ندیدن و بدا به حال اونایی که برای آینده بهتر تلاش کردن بدون اینکه حتی درباره آینده تصوری داشته باشن
و از همه مهمتر بدا به حال اونایی که اونقدر رویایی بودن که تمام آمال و آرزو هاشون رو تو پیروزی یک جنبش می دیدن
عیار یک جنبش بعد از پیروزی اون شناخته می شه نه با پیروزی اون
یادتون باشه یک انقلاب مثل یک تفنگ پر تو دست یک کوره، کسی که نمی دونه چپ و راست کجاست و ملاک جهت فقط و فقط دستای خودشه
آقایون، خانم ها، سبز ها، انقلاب مثل یک مغازه نیست که توش حق انتخاب داشته باشین و قواعد و نحوه خریدتون دست خودتون باشه، بلکه انقلاب مثل یک بسته مهر و موم شده هست که اگه بهش دست زدی و لایه اولش رو باز کردی باید تا آخرش بری و ممکنه تو اون بسته هیچی نباشه یا یک بمب توش کارگذاشته باشن.
هر روز که می گذره بیشتر از اینکه جنبش سبز بتونه آزادی واقعی رو به ارمغان بیاره ناامید می شم. حداکثر دستاورد جنبش آزادی های پوشش و آزادی بیان نسبی باشه و یا یه آزادی تا سر حد بیهودگی
اینو حدس می زنم که سبز پیروز بشه ولی آزاد نشه چون آزادی باید تو ذهن مردم باشه تا جامعه هم بتونه آزاد بشه
جامعه آزاد جامعه ایه که فکر مردمش باعث آزادی اونا شده باشه نه تنشون
مشکل ما اینه که فکرمون اسیره که باعث شده تنمون همیشه اسیر باشه. یه دفعه به خودمون می جنبیم و بندهامون رو شل می کنیم ولی فکر اسیر ما اجازه نمی ده تا تنمون کاملا آزاد بشه.
جون بکن، شهید بده، به ظاهر پیروز شو و بعد دوباره دیکتاتور بعدی ظهور می کنه و بعد دوباره جون بکن، شهید بده و ...
ما فقط اسم نو نوع لباس حاکم ها رو عوض می کنیم نه فکرشون رو
همیشه از همین نالیدیم
دوست من حاکم فردای ما خود من و تو هستیم ، ممکنه دیکتاتور فردا هم خود من و تو باشیم.
دوست من بیا با احساسمون تصمیم نگیریم تا این دور باطل ادامه پیدا نکنه، تا بدونیم چرا داریم کاری می کنیم، تا دوباره کارد به استخوان نسل های بعد ما نرسه
دوست من بیا فکرمون رو آزاد کنیم تا فردا دوباره حسرت روزهای گذشته رو نخوریم که چرا و چرا...
امیدوارم حرفای من زیره به کرمان بردن باشه و اونایی که خودشون کننده کارن همه اینا رو بدونن.

دوستان من ، اگه فکرمون آزاد نباشه حتی خود آزادی هم نمی تونه ما رو آزاد کنه

۱۳۸۸ مهر ۵, یکشنبه

رابطه هاله نور احمدی نژاد با دکل خط انتقال فشار قوی


تو شبایی که هوا یه کم مرطوب باشه، دور دکل های خطوط انتقال فشار قوی چهارصد کیلو ولت به  بالا می شه یه هاله نور کمرنگ رو تشخیص داد که به علت یونیزاسیون هوای مرطوب اطراف کابل هست.
 حالا این جریان هاله نور جناب ا.ن هم همینطوریه. اون زمان که ولتاژش خیلی بالا بود و همه دنیا رو به چالش می کشید، دور خودش هاله نور می دید. حالا که ولتاژ مشروعیتش شدیدا تو دنیا افت کرده، دیگه از هاله خبری نیست. 
البته از نظر هیکل هم اصلا با دکل قابل مقایسه نیست.

۱۳۸۸ مهر ۴, شنبه

بینی محترم جناب دکتر احمدی نژاد

طبق آخرین اخبار به دلیل گشاد شدن سوراخ های بینی دکتر احمدی نژاد، پزشک شخصی رئیس جمهور ایشان را از انجام مصاحبه تا اطلاع ثانوی منع کرد. شایان ذکر است آقای دکتر احمدی نژاد همیشه در مصاحبه های خود در حال بازی کردن با بینی خود می باشند.
البته سرویس های جاسوسی غرب اعلام کردند که احتمال وجود یک دستگاه بیسیم تو دماغی داخل بینی ایشان در ارتباط با اسفندیار رحیم مشایی برای پاسخگویی هر چه بهتر و جنجالی تر به سوالات مجری نیز وجود دارد.

۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

جای خالی نمایندگان لبنان در هنگام سخنرانی احمدی نژاد

اوباما: Oh My God

شنیدم اوباما که از یک گوشه با یه رادیو ترانزیستوری که یادگاری پدربزرگش بوده  داشته به حرفای احمدی گوش می کرده و بعد از حرفای احمدی در مورد عدالت و معنویت یه دفعه گفته: Oh my God،

 و بعد زده زیر گریه. میگن میشله اوباما وهیلاری کلینتون زیر بغل هاش رو گرفتن و بایدن فورا براش آب قند درست کرده و بهش داده خورده.

 خبری از این که حالش بهتر شده یا نه در دسترس نیست ولی مثل اینکه بایدن گفته که فشار باراک افتاده بوده.حالا اینکه رادیو از دستش افتاده یا نه و همچنین اینکه اوباما می خواد مسلمان بشه یا نه ، بایدن که چیزی نگفت.

شعار بعد از سخنرانی احمدی نژاد

وقتی سخنرانی ا.ن تموم شد همه با هم:
ای محمود قهرمان....نیا ، همونجا بمان!

هلو(لنکرانی)کاست

احمدی نژاد متهم به هلو کاست شد!
گفته می شود احمدی نژادبه خاطر کاستن هلو (لنکرانی) از کابینه متهم به هلوکاست شد.

فتح الفتوح و کامی جان و تجاوز

‎‎‎ خب ببینیم امسال کی فتح الفتوح می شه؟ شاید کامی جان نجف زاده هم بره که ازش گزارش مبسوطی تهیه کنه و دل ملت خداجو رو شاد کنه و در ضمن تجدید دیداری هم با مرادش داشته باشه که به علت نبودش در کشور حسابی دلش برای اون تنگ شده. بگذریم. فقط امیدوارم که به هیات ایرانی اطلاع داده باشن که اونجا خاک آمریکاست و حق تجاوز به حقوق و خود اشخاص رو ندارن و احیانا با ایران که آزادی مطلق برای حتی این کارا وجود داره اشتباه نگیرنش.

۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

دستورات جدید پلیس

در پی دستورات پلیس تهران، پلیس زاهدان پوشیدن لباس بلند محلی را برای برادران بلوچ ممنوع کرد. دلیل این کار تحریک خواهران بلوچ به همجنس بازی عنوان شده است.

دستورات جدید پلیس تهران:

نوبت شما، مایکل جکسون، هیتلر و پونه قدوسی

امروز قسمت شد و بعد چند هفته نوبت شما رو دیدم که بدجوری خنده رو رو لبهای بنده کاشت. قضیه از اونجا شروع شد که یه بنده خدایی مایکل جکسون رو الگوی خودش قرار داده بود وباعث شد یک خنده کوتاهی داشته باشم. بعد یه بنده خدای دیگه ای هیتلر رو اونم از بعد فلسفی الگوی خودش قرار داده بود که این یکی باعث شد یه کم بلند تر بخندم و با اعلام اینکه یه نفر خود پونه قدوسی رو الگوی خودش قرار داده دیگه از خنده منفجر شدم.

۱۳۸۸ شهریور ۲۹, یکشنبه

1400 یا بیشتر

برام جالبه که اکثر کسانی که برای تمسخر یک چیز دینی بهش انگ 1400 ساله می زنن، خودشون وقتی می خوان از یک چیز تعریف کنن می گن مال ایران کهنه. در صورتیکه از اون موقع بیشتر از 1400 سال گذشته.قصدم دفاع یا رد اسلام نیست ولی این احمقانه ترین توضیحی بود که بعضیا برای حرفشون می دن.

گاز خنده آور به جای گاز اشک آور

بزرگترین فرمانده کشور امروز در جمع خبرنگاران اعلام کرد جهت انبساط خاطر اغتشاشگران عزیز از این به بعد در آشوب ها و اغتشاشات آتی از گاز خنده آور به جای گاز اشک آور برای سرکوب این عزیزان استفاده خواهد شد.
وی افزود به خاطر رفاه حال زندانیان عزیز نیز از باتوم های با قطر کمتر و اگر شرکت دارو پخش همکاری کند از شیشه های شربت به جای شیشه نوشابه جهت تجاوز استفاده خواهد شد.
سردار سرداری افزود این گونه اعمال برای  نشان دادن رأفت اسلامی این نظام به تمام جهانیان می باشد.
وی در پاسخ سوال خبرنگار قلنا در مورد بازداشتگاه کهریزک گفت:
ما به علت وضع بد بهداشتی این مجوعه، ان را تعطیل کرده ایم و تمام کارکنان از آن خارج شده اند و فقط عده ای از اغتشاش گران به همراه تعدادی سوسک و موش در سلول ها باقی مانده اند.

خاتمی باید از من تشکر کنه(نامه ای از یک خودسر شاید هم سرخود)

آقای خاتمی چرا از من و امثال من تشکر نمی کنید؟
بنده یکی از همین برادران لباس شخصی هستم. بنده بسیار گمنام هستم و هیچکس در این دنیای تیره و پر فساد که شما مسئولش هستید مرا نمی شناسد.
آخر من چه گناهی کردم جز اطاعت دستور مافوقی که همیشه دلم می خواسته ببینمش؟
خودتان می دانید که بنده مامور بودم  و معذور.
میر حسین که روز قدس طرف ما نیامد و با ماشین در رفت ولی شما آمدید و بی دفاع هم آمدید و اگر همین مزدور ها نبودند حساب کار شما را کف دستتان می گذاشتم.
آقای خاتمی من به شما حمله کردم و قصد داشتم چاقوی خودم را نه در قلب شما بلکه در قلب فتنه فروکنم.
آقای خاتمی شما دو تشکر به بنده حقیر بدهکارید:
  1. بنده نتوانستم آسیبی به شما برسانم، پس شما جانتان را مدیون من هستید.
  2. بنده کاری کردم که تصویر شما در صفحه اول بسیاری از روزنامه های معتبر جهانی(از نظر خودتان و استکباری از نظر ما) چاپ شود. اخر کدام کار خودتان در دوران سیاه ریاست جمهوریتان باعث شده بود که تصویر جناب عالی در در صفحه اول روزنامه های داخلی چاپ شود که حالا از این کار بنده ناراحتید؟
بنده از همان روزی که فرمانده مان گفت فهمیدم که کسی به اندازه شما در مسیر پرونده صلح آمیز هسته ای کشورمان مشکل ایجاد نکرده. حتی همان بوش پسر از شما بیشتر برای منافع ایران زحمت کشید.
به ما چه که جهان نگران وضعیت هسته ای ما باشد یا نباشد. حالا این وسط چند تا بمب صلح آمیز هم ساخته می شد. مگر چه اتفاقی می افتاد؟
آقای خاتمی چطور توانستید جلوی شیراک از پله های الیزه بالا بروید و غرور ملت ایران جلوی یک فرانسوی کافر له کنید؟
آقای خاتمی خودتان بگویید شما مستحق تنبیه و گوشمالی از طرف ملت غیور و سرفراز ایران نبودید؟
آقای خاتمی خودتان می بینید که به بنده تشکر بدهکارید.
چه شما را زده بودم که به خاطر تنبیه شدن خودتان و پاک شدن گناهانتان در این دنیا باید از من تشکر کنید و چه حالا که شما را نزدم و شما جانتان را به من مدیونید.

یک برادر خودسر


۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه

اوج میهندوستی ایرانی و یک نماد آن؛ سرهنگ فضل الله خان که خودرا کشت تا قرارداد وثوق الدوله به اجرا درنیاید

21 مارس 1920 (نوروز 1299) سرهنگ فضل الله آق اولي فرمانده ژاندارمري مركز که ماهها بو نسبت به فعالیت های وثوق الدوله (نخست وزیر وقت) دچار سوء ظن و تردید شده بود پس از نوشتن شرح مخالفت خود با کارهای وثوق الدوله (به عبارت دیگر؛ «فعالیت های خائنانه») بویژه امضای قرارداد نهم اوت 1919 با دولت انگلستان، در دفتر كار خود (تشکیلات ژاندارمری) با شليك گلوله خودكشي کرد. وثوق الدوله متن یادداشت سرهنگ را پنهان کرد تا سند برای «قاضی تاریخ» قرارنگیرد. سرهنگ فضل الله خان قبلا به آجودان خود ـ یک افسر جوانتر ـ گفته بود که با خون خود مانع اجرای این نقشه خائنانه خواهد شد و این فرد بعدا گفته بود که تصور می کرد سرهنگ با ژاندارم های خود دست به شورش مسلحانه بزند و بیم داشت که در این میان، صدها بیگناه تهرانی کشته شوند. سرهنگ فضل الله خان ساعتی پیش از انجام قصد خود افراد کشیک سرگرم بکار در دفترش را به بهانه اینکه لازم است بروند و نوروز را با خانواده خود بگذرانند مرخص کرده بود. در آن روز، سرهنگ لباس رسمی با همه نشان های نظامی اش را پوشیده بود.
     روزنامه های تهران اواخر نیمه دوم دهه چهارم قرن بیستم و گرایش رضاشاه به سوی آلمان دست به انتشار مفاد این نامه (نه متن آن و آنچه را که از یابندگان آن در دفتر فرمانده ژاندارمری مرکز و درکنار جسد و نیز خانواده و نزدیکان سرهنگ شنیده بودند) زدند و سرهنگ آق اولی را یک نماد میهندوستی ایرانی معرفی کردند. در دوران حکومت مصدق کار به آنجا رسیده بود که شرح حال و مفاد یادداشت و عکس سرهنگ آق اولی به صورت جداگانه چاپ می شد و در خیابانها بفروش می رسید. در آوریل 1952 لطف الله ترقی (وکیل قضایی، ناشر مجله ترقّی و صاحب یک چاپخانه) گفته بود که در مارس آن سال (ایام نوروز 1331) فروش عکس و اوراق شرح احوال سرهنگ فضل الله خان بیش از مجموع تیراژ مطبوعات ایران بوده است. در چند ماه نخست پس از انقلاب فوریه 1979 ملیّون ایرانی باردیگر میهندوستی سرهنگ فضل الله خان را پیش کشیدند و اورا مثالی از میهندوستی پایان ناپذیر ایرانی آوردند و دست به تبلیغ میهندوستی زدند. هدف از این تبلیغ دورساختن جوانان وقت از پیرامون حزب توده و چپگرایان دیگر بود. 
    سرهنگ فضل الله خان پیش از خودكشي، بارها خشم خود را از قرارداد وثوق الدوله و انگلستان با همكاران و دوستانش از جمله چند نماینده وقت مجلس در ميان گذارده بود و گفته بود كه تحت سرپرستي انگلستان قرارگرفتن ايران را با اين تاريخ باعظمت و فرهنگ درخشان تحمل نخواهد كرد. خشم او هنگامي به اوج رسيده بود كه اطلاع يافت دولت انگلستان گفته است كه قرارداد قطعي و لازم الاجرا است و نيازي به تصويب آن در مجلس نيست. 
     خبر خودكشي سرهنگ فضل الله خان در آن سال به علت تعطيلات نوروزي به موقع به گوش مردم نرسيده بود و وثوق الدوله با اظهارات خود در دهم فروردين 1299 (سی ام مارس 1920) خواسته بود زهر قضيه را قبلا گرفته و از خود دفاع کرده باشد، اما موفق نشده بود و خبر خودكشي سرهنگ چنان تاثيري در جامعه ايران كرد كه انگليسي ها مصلحت كار را در آن ديدند كه اجراي قرارداد را به تعويق اندازند. آنان سپس به راه ديگري متوسل شدند و آن طرح نقشه كودتا بود كه 11 ماه بعد عملي شد و ....
    قرارداد 9 اوت 1919 كه مجلس آن را نپذيرفته بود ايران را دربست تحت الحمايه انگلستان قرار مي داد. در فصل امور نظامي، اين قرارداد مقرّر مي داشت كه تسليحات نظامي ايران بايد به تصويب و صلاحديد انگلستان از هندوستان (هندوستان انگلیس) تامين شود!، آموزش و ترفيع افسران ايراني زير نظر انگليسي ها و عوامل هندي آنان صورت گيرد و امور مالي ارتش هم تحت نظر افسران انگليسي قرار داشته باشد و ....

منبع:
http://www.rooznamak.com/index.asp?ID=971

گرداب به روایت دوستان

چهره یکی از عوامل اغتشاشگر مزدور اسراییل در عکس مشخص شده است. لطفا در شناسایی او ما را یاری کنید !!!!!

(اینو یکی از دوستان تو فیسبوکش نوشته بود)

چشم غیر مسلح:

سخنگوی ستاد استهلال ماه کشور اعلام کرد به دلیل اینکه هلال ماه شوال با چشم غیر مسلح غیر قابل رؤیت است، از امشب تا رؤیت هلال ماه برادران تا بن دندان مسلح سپاه و بسیج در خیابان ها نگهبانی خواهند داد. البته با توجهبه آشوب ها و اغتشاشات اخیر و برای صرفه جویی در وقت و هزینه درسال اصلاح الگوی مصرف ممکن است از همین برادران برای دستگیری سران اغتشاش نظیرموسوی و کروبی نیز استفاده شود.

شنیدم که:

شنیدم که به نیرو های امنیتی گفتن که یک عده از قزوین اومدن تهران واسه  راهپیمایی روز قدس. پس اگه درگیری شد به نفع خودتونه که به جمعیت و به  درگیری پشت نکنید.

شکایت ا.ن از گاو شیرده:

راستی شنیدم ا.ن از یک گاو به خاطر اینکه شیرش به رنگ سفید یعنی رنگ تبلیغاتی کروبی بوده شکایت کرده. تو متن شکایت نامه اومده که وقتی تکنولوژی اونقدر پیشرفت کرده که خمیر دندون یک رنگ به صورت سه  رنگ از تیوبش بیرون میاد چرا این گاو محترم شیرش رو مزین به سه رنگ پرچم مقدس که  صد البته نماد تبلیغاتی بنده بود نمی کنه؟

روشنفکراش بیان جلو:

بنده همینجا و از همین مکان و در آستانه همین روز مقدس از تمام روشنفکران زیادی روشنفکر درخواست میکنم یه کم فتیله رو پایین بکشن تا نور یه کم کمتر بشه. آخه نور زیاد هم مثل تاریکیه. آدم توش نمی تونه چیزی رو ببینه.

درآمدی بر ادبیات ناسزاگویی

صد البته و بدون شک یکی از هنرهایی که نزد ما ایرانیان است، هنر متعالی، گرانسنگ و دیرینه ناسزاگویی و فحاشی می باشد.شاید جالبترین نکته در مورد این هنر همه گیر بودن آن است، به عبارت دیگر تمام مردم فهیم و متمدن ما آن را درک می کنند و هر شخص بسته به جایگاه اجتماعی خود به نوعی از آن بهره مند است.

در بررسی های کارشناسانه بسیاری که از طرف اینجانب در ارتباط با پدیده اجتماعی همچون ناسزاگویی انجام شده است، مشخص شد که جایگاه اجتماعی فرد ناسزاگو بسیار در نوع و محتوای فکری و اخلاقی ناسزا تاثیرگذار است. البته در سالهای اخیر با گسترش شهر نشینی و اشاعه فرهنگ برهنگی و ابزارهای ارتباطی نوین، این ناثیر کمتر از گذشته شده است.

یکی از روش های جانبی در کنار این هنر ارزشی(مشابه صنایع پایین دستی در کنار صنایع اصلی و بالادستی) هنر به کار بردن این کلمات است. افراد ماهر و خبره در این کار ناسزا را در بین کلمات عادی و روزانه خود استتار می کنند تا از عواقب احتمال آن در امان باشند.
یکی دیگر از روش های جانبی روش موسوم به "سیخ_کبابSikh_Kabaab" است که فرد گوینده در آن کلمات رکیک خود را مثل تکه های گوجه فرنگی در میان تکه های گوشت کباب(اعم از دل، قلوه و جگر) به کار می برند که همانطور که گوجه فرنگی باعث طعم دادن به گوشت می شود، ناسزا هم بار فرهنگی و میزان اثرگذاری کلام را بیشتر و آن را به اصطلاح خوشمزه تر می کند.

یکی از انواع این هنر، هنر نسبت دادن فرد خاطب به یک شغل دون و سخیف به همراه پسوند "چی_Chee" می باشد که برای تحقیر و نشانه جایگاه اشتباه فرد مخاطب است. مانند : "گاریچی_Gaarichee" که اشاره به عدم تسلط مخاطب به رنندگی است.

اما یکی از پرکاربرد ترین نوع ادبیات رایج در این هنر، ادبیات ناموسی و به اصطلاح فرنگی ادبیات پورنوگرافیک می باشد که شاید خطرناک ترین و در عین حال از زیباترین و تاثیر گذار ترین اقسام این هنر ارزشی می باشد.
انواع و اقسام ناسزاهایی که با حرف "ک_Kaaf" شروع می شوند و همچنین آنهایی که با پسوند "کش_Kesh" خاتمه می یابند از این دسته می باشند.

البته باید در استعمال این گونه لغات و استفاده از این نوع ادبیات دقت لازم و احتیاط کافی را به کار برد، چرا که همانگونه در در بالا ذکر گردید ای ناسزا ها در زمره ناسزا های بسیار خطرناک جای می گیرند و چه بسا فرد در موقع استفاده از آن، باعث آسیب رساندن به خودش بشود.

کارشناسان امر، ساز و کار استفاده از این لغات و نیز میزان خطر آن را به نحوه استفاده و همچنین خطر نارنجک دستی برای فرد پرتاب کننده تشبیه کرده اند، زیرا که اگر فرد پرتاب کننده نتواند نارنجک را محکم در دست خود نگه دارد و یا آن را به فاصله مورد نظر پرتاب نکند ، ممنکن است به خودش آسیب برساند.

استفاده از این لغات در برابر افراد به اصطلاح "لات_Laat" و صنف چاقوکشان در حالیکه فرد خود به هیچ وسیله دفاعی اعم از انواع چاقو و تیزی مسلح نیست، اصلا توصیه نمی شود، چرا که ممکن است که مخاطب نوک تیزی خود را بر روی شکم (ترجیحا ناحیه ناف، البته سینه هم بسیار پرطرفدار است) فرد قرار داده و کمی آن را به سمت داخل بفشارد که در این صورت امکان بیرون ریختن خون از چند قطره تا چند لیتر هم وجود دارد.

(
ناحیه ناف به علت وجود گودی درآن بسیار خطرناک است و ممکن است نوک تیزی مورد نظر در آن گیر کرده و میزان خونریزی و پارگی آن بسیار زیاده از حد شود.

سوال خواننده روزنامه حیات نو از احمدی نژاد:

سوال خواننده روزنامه حیات نو از احمدی نژاد:
می خواستم از آقاى احمدینژاد يه سوال بکنم می خواستم بدونم  از پله بالا رفتن آقاى خاتمى براشون سختتر بود يا دعوت نشدن ايران به اجلاس خزر.  خواهشا چاپ کنيد تو روزنامه. متشکر ممنون.
بنده:
مموتی ببین همین روسیه تو ا.نرو پخ هم حساب نکرد.حالا هی واسش چیز کن.

لاریجانی و کروبی

لاریجانی: کروبی واست یه پیغام از رهبری دارم. کروبی: امیدوارم تو مثل اون برادرت با اون عینک ته استکانیش دینت رو به دنیا نفروخته باشی، حالا بنال ببینم رهبری چی گفته؟ لاریجانی: گول خوردی حاج مهدی، به بهانه پیغام کشیدیمت اینجا تا بقیه برن نوه های منتظری رو بگیرن. وایستا همین روزاست که خودت رو هم بگیریم و ببریمت کهریزک.کروبی: زهی خیال باطل، تو زورت به ننه جون من هم نمی رسه، ناسلامتی به من می گن مهدی فرزند احمد نه محمود پسر برگ چغندر

تحریم سبز

در راستای طرح تحریم سبز از این به بعد کلیه میوه های دارای ا.ن مثل ا.نگور، ا.نجیر، ا.نبه و ا.نار رو تحریم می کنیم. و چون جناب ا.ن در حقیقت جای میر حسین نشسته می تونید برای تلافی در این اسامی به جای ا.ن از میر استفاده کنید مثل: میر.گور، میر.جیر و ...

۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه

از دفترچه خاطرات یک ا.ن

پوتین و سهم ایران از دریای خزر:

امروز پوتین اومده بود تهران.می گن کچلا خوش شانسن،همین تازگی ها زنش رو طلاق داده و یک دختر 24 ساله که ژیمیناست هم هست رو گرفته، بگذریم،امروز تو اجلاس بهم گفت:ببین محمود جون روسیه خیلی از ایران بزرگتره،از نظر مساحت،از نظر نظامی و هرچی فکرش رو بکنی،پس باید سهمش از دریای خزر هم بیشتر از ایران باشه! دیدم راست میگه،واقعا که باهوشه.حالا ما خاطر شیرین خودمون رو به خاطر آب شور تلخ کنیم که چی بشه؟

دو یا سه ؟ مسئله این است:

امروز با فرماندهای سپاه و بسیج جلسه داشتیم. آخه دوم  خرداد نزدیکه و شاید اغتشاش بشه. هرکسی یه نظری می داد که یه دفعه یه فکری به نظرم رسید.بلند شدم و داد زدم: یافتم، یافتم! بعد به طائب گفتم: آقا به هرچی نیرو داری نفری یه خودکار سیاه  بده، بعد بهشون بگو برن هرجا نوشتن "دو" خرداد بهش یه دندونه اضافه کنن بشه" سه"،  تا مردم روز رو اشتباه بگیرن و اینجوری مراسم سوم خرداد هم شلوغ تر می شه! طائب گفت:عجب فکری

I Want Candy:

دیشب فیلم"I Want Candy"رو دیدم.فیلم باحالی بود و خیلی خوشم اومد.خدای من عجب فیلم تاثیر گذاری بود.مخصوصا سکانس تست بازیگری گرفتنشون.اونقدر درگیر فیلم شده بودم که وقتی شب رفتم تلویزیون،تا صحبت به لنکرانی رسید،تو ذهنم... "کارمن الکترا" رو اشتباها جای لنکرانی دیدم و گفتم عجب هلو ایه! وقتی تموم شد تا دم در خونه ثمره هی می خندید و می گفت:"I Want Peach". خدا بگم چکارت نکنه"کندی فایو ویز"

دمتر استرنج لاو یا چگونه بمب را دوست داشته باشیم:

 امروز یک معاونت تشکیل دادم با اسم "بمب"(بررسی مدارک باطل) که مدارک منتقدین رو بررسی و چون مغشوش هستند باطل می کنه. تو لیست کسانی که باید مدارکشون بررسی بشه دو تا اسم نظرم رو جلب کرد:جناب آقای دکتر ژیواگو و دکتر ا...سترنج لاو .دستور دادم اسم ژیواگو رو حذف کنن که روسیه یه وقت شاکی نشه ولی این آقای استرنج لاو که یه آلمانیه که تو آمریکا زندگی می کنه،حتما به علت جعل مدرک حتما تحت پیگرد قرار بگیره

روز قدس:

امروز روز قدس بود.صبح یه سخنرانی کردم بیا و ببین.خیلی می ترسم سال بعد
دیگه سخنران من نباشم یعنی دیگه رئیس جمهور نباشم.یه ماه پیش آقا تو
حرفاشون فرمودند که شما برو طوری کار کن که انگار می خوای 5 سال رو کار
باشی.ما هم شروع کردیم... برنامه ریزی واسه 5 سال که سهله،واسه 50 سال
آینده.چند روز پیش از طرف سپاه و بسیج یه نداهایی دادن که هر ندایی از طرف
مردم بود رو از ساکت می کنن.خدا وکیلی روز قدس بدون
من چه صفایی داره؟اگه من نباشم دیگه کی اسرائیل رو تهدید کنه؟