۱۳۸۹ تیر ۱۰, پنجشنبه

اقدامات اساسی در اعدامات سیاسی

یکی از خبرهای داغ چند روز اخیر بدون شک محکوم شدن دو نفر از متهمان پرونده کهریزک بود. این دو نفر به جرم ضرب و حرج منجر به فوت(همون قتل خودمون) چند نفر از دستگیر شدگان وقایع بعد از انتخابات سال گذشته بود که بدون شک شاخص ترین قربانی این ماجرا همون محسن روح الامینی بود که پدرش در دستگاه حکومتی نفوذی داشت و شخص رهبر بهش تسلیت گفت. تقریبا میشه گفت که برگزاری این دادگاه و متهم شدن این دو نفر به اعدام از ترکش های انفجار این خبر هست که فرزند یکی از مسئولین سابق هم در زندان کشته شد وگرنه احتمالا مثل دادگاه متهمین قضایای کوی دانشگاه سر و ته این قضیه رو هم به راحتی توسط حکومت هم آورده میشد. گرچه سناریو همون هست ولی چون اتفاقات بزرگتری افتاد نیاز به تنبیهات بزرگتری هم خواهد بود.

از خود خبر که بگذریم، اولین چیزی که به نظرم جالب رسید صفحه اول روزنامه جام جم بود. محکوم شدن دو نفر از متهمین به اعدام تیتر اول روزنامه بود که به طرز جالبی تیر اول روزنامه محسوب نمیشد. یعنی این تیتر با فونت بزرگ نوشته شده بود ولی چیزی مه بیشتر توجه رو تو این صفحه جلب می کرد بیشتر تیتر دوم روزنامه، یعنی پرسش و پاسخ های وزرا بود که به همراه عکس بزرگش بیشترخودنمایی می کرد. البته این صفحه آرایی و لی اوت همیشگی و روتین روزنامه بود ولی با توجه به عمق مطالب به نوعی باعث میشد تیتر اول کمتر جلب توجه کنه. در حقیقت اگه کسی به مطلب تیتر اول علاقه مند نمی بود یا جریانش رو دنبال نکرده بود کمتر توجهش به اون جلب میشد و انگار نه انگار که موضوع به این مهمی هم روی صفحه اول هست.

موضوع دوم بحث خود اعدام هاست. آیا چاقوواقعا دسته خودش رو می بره؟ آیا واقعا اعدامی انجام میشه؟ اگه کسی اعدام بشه، آیا واقفا خود متهمین اصلی ماجرا بودن؟ آیا عدالت در مورد قاتلین انجام میشه؟ آیا این یک پیروزی محسوب میشه؟ آیا باید خوشحال بود؟ و هزاران پرسش دیگه. شاید روزی که صدای کشته شدن روح الامینی بلند شد یا بهتره بگم گندش در اومد یه اتفاق جالب افتاد. پدر روح الامینی به هر حال کم و بیش برای خودش آدم شناخته شده ای در جمع مسئولین بود و کشته شدن پسرش در بازداشتگاه وقتی به جرم شرکت در تجمعات اعتراضی دستگیر شده بود، می تونست برای حکومت دردسر ساز باشه. به همین خاطر شخص رهبر در این مورد دخالت کرد و دستور بسته شدن بازداشتگاه کهریزک رو صادر کرد و در مرحله بعدی سعید مرتضوی بد نام از پستش برکنار شد و گرچه به پست ظاهرا بالاتری رفت ولی در حقیقت به جایی رفت که کمتر اثری از اون دیده بشه و در مرحله سوم رهبر روح الامینی پدر رو به حضور خودش پذیرفت و بهش وعده رسیدگی به موضوع رو داد. خب وقتی شخص اول حکومت شخصا وارد موضوعی میشه حتما موضوع مهمی هست. این که آیا واقعا این افراد متهمین واقعی هستن یا واقعا اعدامی در کار خواهد بود بستگی به شرایط و رفتار حکومت خواهد داشت. نمیشه بدون اطلاع از اوضاع داخلی حکومت به این سوال جواب داد. همه گزینه ها روی میز هستن ولی هر کدوم شون برای حکومت تبعاتی در پی خواهد داشت. همونطور که دیدین بعد از این جریان حکومت در رفتار با بازداشت شدگان تجمعات اعتراضی به احتیاط و پنهان کاری بیشتری دست زد. البته پنهان کاری ویژگی جدا نشدنی همچینین موضوعاتی هست ولی بهش چاشنی احتیاط هم اضافه شد که جریان قبرهای بی نام و نشان به نوعی تایید پنهانکاری در این زمینه هست.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر